مجموعة مؤلفين

209

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

بعد از ناهار قدرى صحبت متفرقه از حكومت و غيره نموديم ، چاى آوردند ، چاى صرف شد . بنه هم رسيد اتاقى براى اينجانب فرش نمودند كرسى گذاشتند از پشت بام پائين آمده ، رفتم [ 9 ] درب خانه قاضى ، بر آفتاب نشستم و پاكتى به همدان به جناب آقا على آقا نوشتم . برخاسته ، اتاق آمده ، قدرى نشسته قليان كشيديم . طرف غروب آفتاب ، آقا ميرزا قاسم آمدند ، نشستند قدرى صحبت متفرقه نموديم . شب شد ، تغيرلباس پيراهنى و شلوارى نموده ، شجاع نظام و ميرزا محمود آمد مشغول صحبت شديم . امروز كه شب نهم چله است شب در اتاق مگس بود سه ساعت و نيم از شب گذشته شام صرف نموده استراحت شد . [ توقف در كرمانشاه ] امروز سه شنبه نوزدهم [ شوال ] است بايد برويم به كرمانشاهان . سر دسته « 1 » بنه حركت كرده ، دو ساعت از دسته گذشته خودمان سوار شديم به طرف كرمانشاهان آمده ، هوا هم قسمى گرم و آفتاب بود كه شال گردن را باز كرده مشغول صحبت و شكر خداوند را بجا آورده كه از همدان و كولاك جانى به سلامت به‌در برديم . بين راه ، ده بيست نفرى سوار كرد به طرف بيستون مى رفتند تا رسيديم نيم فرسنگى پل قره سو آنجا پياده شده عباس و يحيى را جلو فرستادم كه در سر پل ناهار را گرم نمايند و حاضر نمايند ، خودمان پياده راه رفتيم ، دومرتبه سوار شده آمديم آن جانب پل پياده شده ، قليانى كشيده ناهار آوردند شجاع نظام و ميرزا محمود آمده نشسته ناهار صرف شد . نوكرها ناهار خوردند . سوار شديم به طرف كرمانشاهان آمده ، در راه چاپار هم مىرفت . رسيديم به كرمانشاهان وارد شده در بازار كلانتر كرمانشاهان ، حاجى حسن خان نشسته ، ملاقات نموده ، در

--> ( 1 ) . ساعت صبح ( ظهر ) و ساعت دوازده شب ( نيم شب ) در ساعتهاى غروب كوك . توضيح آنكه دسته اى براى گرفتن و از جا برداشتن يا از جيب و محفظه خارج ساختن در برخى از ساعت‌ها تعبيه است و بر صفحه ساعت نقش عدد دوازده زير اين دسته واقع است و وقتى عقربه‌هاى ساعت روى عدد دوازده قرار مىگيرند برابر دسته ساعت نيز واقع‌اند و به همين مناسبت كلمه دسته مرادف ساعت دوازده در تداول رايج شده است . دهخدا ، ذيل واژه .